بررسی تاثیر عوامل ساختاری - اجتماعی موثر بر گرایش دانشجویان دانشگاه های شهر ارومیه به گروه های عرفان
بررسی عوامل ساختاری - اجتماعی موثر بر گرایش دانشجویان دانشگاه های شهر ارومیه به گروه های عرفانی - فرهنگی نوپدید و تعیین محورها و شیوه های القایی نفوذ آنها
طرح پژوهشی استانی
مجری طرح: شفیع بهرامیان - امید بهرامیان
کشور ایران از جمله دولت - ملت های تاریخی بشمار می رود که دارنده یکی از پرسابقه ترین و غنی ترین فرهنگ و تمدنهای بشری است. اما در عصر حاضر(عصر ارتباطات مدرن)، گروه های فکری و فرهنگی نو پدید از این تمدن و فرهنگ اصیل، چه از طریق عوامل بیرونی و چه درونی در صدد قلب شاخصه ها و عناصر آن و گسترش مبانی فکری و فرهنگی خویش برآمده اند. نشانگاه اصلی این گروه ها ، جوانان و نوجوانانی و دانشجوياني هستند که آماده و پذیرای شنیدن هر صدایی می باشند. لذا هدف اصلی این پژوهش دست یابی به زمینه های ساختاری و عوامل اجتماعی تاثیرگذار در گرایش دانشجویان به گروه های مذکور و همچنین هدف دیگر این پویش علمی بررسی شیوه های تاثیرگذاری و محورها و ابزارهای القایی این گروه های نو پديد یوده. استراتژی مورد استفاده در این پژوهش استراتژی قیاسی با نگاهی واقع نگرانه (رئالیستی) است. روش تحقیق آن از نوع پیمایش مقطعی بوده که با پرسشنامه پاسخگو محور در بین 500 نفر از دانشجویان دانشگاه های ارومیه، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شده است. روش نمونه گیری مورد استفاده در این پژوهش برای انتخاب واحد مشاهده، روش نمونه گیری خوشه ای(pps) و در نهایت تصادفی بوده است.
در مطالعه اول با استفاده از روش اسنادی مخرج مشترک کاراکترهای گروه های نوپدید گرفته شده از این رو یک مقیاس آزمون شده برای میزان گرایش به این گروه ها تهیه شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که میانگین گرایش به گروه ها و عرفاتهاي نو پديد در بین دانشجویان دانشگاه های ارومیه حدود 30 درصد بوده است. نتیجه آزمون همبستگی فرضیه های تدوین شده، حاکی از تایید اکثر فرضیه های تحقیق بوده است. اما از آنجا که هدف این پژوهش شناسایی عوامل و شیوه های القایی گرایش به گروه هاي نوپديد فرهنگي و عرفاني بوده است لذا نتایج تحلیل چند متغیری از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. تحلیل رگرسیونی انجام شده نشان داده است که متغیرهای وارده بیش از 68 درصد تغییرات متغیر وابسته را پیش بینی می کنند.
از بین متغیرهای مربوط به شیوه های تاثیرگذاری و محورهای القایی، متغیرهایی که تاثیر معنی داری بر متغیر وابسته داشته اند، به ترتیب میزان تاثیر آماری عبارت اند از: شبکه های تلویزیونی ماهواره ای(بتای 0.26)، شبکه های اجتماعی مجازی- فیسبوک، تویتر و غیره-(بتای 0.23)، و رمان ها و داستان های غیر ایرانی (بتای 0.13).
تاثیر شیوه های دیگر سنجیده شده بر گرایش به عرفانهاي كاذب و نوپديد ازجمله: اینترنت و سایت های خبری خارجی، فیلم ها و بازی های رایانه ای خارجی و کتب ترجمه شده، از نظر آماری در پیش بینی متغیر وابسته معنی دار نبوده است. تاثیر این دسته از شیوه های القایی بیشتر بصورت غیرمستقیم بوده است.
در سطح زمینه های اجتماعی و ساختاری نیز متغیر های تاثیر گذار بر متغیر وابسته که در معادله رگرسیونی معنی دار بوده اند، به ترتیب میزان تاثیر عبارت اند از: دین گرایی (بتای 0.28-)، انسجام اجتماعی و خانوادگی (بتای 0.26-)، رضایت و خشنودی اجتماعی (بتای 0.16-)، ملی گرایی (بتای 0.15-)، سرمایه فرهنگی( بتای 0.14-)، پایگاه اجتماعی – اقتصادی(0.14-)، فاصله اجتماعی نهادی (بتای 0.10)، عزت نفس(بتای 0.10-)، حمایت خانوادگی و اجتماعی (بتای 0.09-)، آنومی یا آشفتگی اجتماعی (بتای 0.09).
متغیرهای اجتماعی و ساختاری محاسبه شده دیگری که تاثیر آنها در معادله رگرسیونی معنی دار نبوده است عبارت اند از: اعتماد اجتماعی و آشنایی و علاقه به فرهنگ ایرانی که به دلیل معنی دار بودن همبستگی دو به دو آنها با متغیر وابسته می توان ادعا کرد که تاثیر این دو متغیر بر گرایش دانشجویان به گروه های نوپديد فکری و فرهنگی بصورت غیر مستقیم و از طریق تاثیر گذاری بر متغیرهای واسط بوده است.
واژه های کلیدی: عرفانهاي كاذب، گروههاي نوپديد فرهنگي و فكري، شیوه ها و محورهای القایی، روش رئالیستی، تهاجم فرهنگی، فاصله اجتماعی نهادی، وسایل ارتباط جمعی
به نام خلوص انسانیت که تنها حقیقت مطلق است و صداقت و راستی که یگانه سنجه انسانیت است