X
تبلیغات
پژوهش در علوم اجتماعی

پژوهش در علوم اجتماعی
 
بماند که چه چاهی در سوگ آرامش خود کنده ایم ...

خلاصه طرح تحقیقاتی

عنوان طرح:

«بررسی گسترش افراط گرایی دینی در استان آذربایجان غربی و عوامل موثر بر آن»

در آخرین طرح پژوهشی  بنده که در رابطه با افراطگرایی دینی در استان آذربایجان غربی انجام داده ام به نتایجی برخلاف تصورات قالبی مدیریت سیاسی داخلی در سطح کلان و استان رسیده ایم. یکی از مهمترین نتایج این طرح، مطرح شدن قومیت گرایی کردی بعنوان یک فرصت و مزیت در مقابل جریان های دینی افراطی می باشد. چکیده تحقیق انجام شده در ذیل گزارش شده است. لازم به ذکر است به دلایل امنیتی از بردن نام گروه ها، فرقه ها و حتی رسانه های مورد بررسی خودداری شده است.

چکیده:

باتوجه به گسترش روز افزون گروه های دینی افراطی و خشونت طلب جهادی در خاورمیانه، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی «میزان گسترش افراطگرایی دینی(...) دربین جامعه اهل سنت استان آذربایجان غربی و عوامل موثر بر آن» است. استراتژی این پژوهش برای دست یابی به هدف تحقیق، از نوع قیاسی بوده که در آن از یافته های کیفی و مدل تحلیلی افتخاری برای تبیین نظری گسترش فرقه افراطگرای دینی... بعنوان چارچوب نظری، استفاده شده است. متغیرهای مستقل تحقیق شامل دو دسته از عوامل ایجابی(احساس تبعیض و نابرابری، احساس هویت ستیزی، شبکه های ماهواره ای مذهبی افراطی، فقر مادی) و عوامل سلبی (هویت قومی کردی، ملی گرایی ایرانی و سرمایه فرهنگی) بوده است. روش تحقیق از نوع پیمایشی بوده که برای دست یابی به فهم بهتر از جریان افراطگرایی ....جهادی و تعریف عملیاتی دقیق آن، قبل از انجام پیمایش، مصاحبه نیمه ساختارمند با 15 نفر از متخصصین حوزه lمطالعات فرقه های دینی افراطی و .... و روحانیون اهل سنت، بعنوان افراد مطلع انجام شده و بعد از تحلیل و مقوله بندی اطلاعات، یافته های بدست آمده با سه نفر از آنها دوباره درمیان گذاشته و اصلاح شد. درنهایت مقیاس بدست آمده در قالب طیف ترکیبی لیکرت و برش قطبین (در جهت سنجش گرایش و واگرایی توأمان افراطگرایی دینی...) تعریف عملیاتی شد. نمونه آماری تحقیق شامل 520 نفر از افراد بالای 15 سال اهل سنت ساکن شهرستانهای استان آذربایجان غربی بوده است. روش نمونه گیری از نوع خوشه ای متناسب با حجم نمونه در پنج شهر بوکان، مهاباد، سردشت، پیرانشهر و ارومیه بود و درنهایت 513 پرسشنامه مورد پردازش واقع شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که تنها 6.9 درصد افراد(35 نفر از 513 نفر) به این فرقه(....) تمایل نشان داده اند که دراین میان 5.7 درصد افراد گفته اند: با گروههای افراطی مانند جهادی ها تاحدودی آشنا هستند و تاحدودی علاقمند به عضویت در آن هستند و تنها 1.2 درصد افراد گفته اند که با این گروه کاملاً آشنا بوده و علاقمند به عضویت در آن هستند، درحالی که 42.3 درصد افراد جهت گیری خاصی نسبت به آن نداشته و 51.8 درصد افراد گفته اند که اصلاٌ علاقه ای به شناخت و عضویت در این جریان ندارند. همچنین آمارهای میزان گرایش به آموزه­ها و ابعاد افراطگرایی دینی ... جهادی نشان می دهد که دربین ابعاد این متغیر، مقادیر میانگین همه ابعاد، در بخش واگرایی بوده است که کمترین واگرایی مربوط به بعد خشونت طلبی یا آمادگی فیزیکی و معنوی برای جهاد می شود و بیشترین واگرایی مربوط به بعد علائم ظاهری افرطگرایان است. یافته های تجربی نشان می دهد که درمجموع 90 درصد افراد بررسی شده نسبت به افراطگرایی ... جهادی جهتگیری واگرایانه دارند درحالی که تنها 10.4 درصد به آموزه های این جریان گرایش داشته اند که دراین بین 9.6 درصد افراد گرایش نسبتاً پایینی داشته و تنها 0.8 درصد گرایش متوسطی به ... جهادی ها داشته اند. همچنین میانگین آن در نمونه آماری برابر با 33.7 در مقیاس صفر تا صد بوده که پارامتر این میانگین دربین جامعه آماری، به احتمال 95 درصد بین 32.5 تا 34.8 قرار دارد. این میزان پارامتر میانگین نشان می دهد که اکثریت افراد بررسی شده نسبت به ... جهادیهای افراطی واگرا بوده و جهتگیری متقابل با فرقه های ... جهادی را انتخاب و اتخاذ می کنند. بنابراین می توان به صراحت اعلام کرد که فرقه های جهادی دینی در جامعه آماری بررسی شده نه­تنها جایگاهی نداشته بلکه جهت گیری منفی شدیدی نسبت به این فرقه در جامعه آماری اهل سنت آذربایحان غربی وجود دارد. نتایج چندمتغیره تبیین گسترش افراطگرایی دینی ... جهادی در جامعه آماری نشان داده است که متغیرهای مدل نظری بیش از 45 درصد تغییرات گرایش به فرقه های ... جهادی را تبیین کرده است که به ترتیب اهمیت، عوامل سلبی ملی گرایی ایرانی، قوم گرایی و سرمایه فرهنگی مانع از گرایش مردم به فرقه های جهادی می شوند؛ درحالی که به ترتیب اهمیت، عوامل ایجابی فقر مادی، احساس تبعیض و نابرابری( به ترتیب در ابعاد مذهبی، اقتصادی، فرهنگی – اجتماعی و درنهایت سیاسی – اداری) و نیز استفاده از شبکه های افراطگرای مذهبی .... ماهواره ای، باعث ایجاد زمینه و ترغیب مردم به گرایش به فرقه های دینی ... جهادی و پذیرش و اجرای آموزه های آنها می شوند. این درحالی است که نتایج نشان داده است جوانان و روستاییان بیشتر از پیرها، میان سالان و شهری ها، مستعد گرایش به فرقه های افراطگرای ... جهادی بوده اند. همچنین عواملی مانند تحصیلات فرد و والدین و نیز زن بودن باوجود رابطه دومتغیره، تاثیر خالصی بر گرایش به ...جهادی نداشته اند؛ به این ترتیب زن بودن و نیز تحصیلات پایین و بیسوادی فرد و والدین، بصورت غیر مستقیم و با تأثیرگذاری بر دیگر متغیرها، باعث گسترش افراطگرایی دینی ... جهادی دربین جامعه اهل سنت آذربایجان غربی می شوند.

کلمات کلیدی: جهادیون، فرقه گرایی، اهل سنت، افراطگرایی دینی، خشونت طلبی دینی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1392 توسط امید بهرامیان

خلاصه طرح تحقیقاتی وزارت فرهنگ و ارشاد

مهمترین یافته این بررسی: شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، تویتر، مای اسپیس، گوگل پلاس و غیره هیچ نقشی در تقویت و یا تضعیف هویت قومی دانشجویان اقلیت های قومی (آذری، کرد، لر، بلوچ و ..) نداشته و همچنین این شبکه های اجتماعی مجازی هیچ نقشی در ترغیب دانشجویان به گرایش به جنبش های قومی احتمالی ندارد. به عبارت دیگر شبکه های اجتماعی مختلف باعث افزایش پتانسیل گرایش دانشجویان به جنبش های قومی (اعتراضی و شوری) نمی شوند.

عنوان: تاثیر شبکه­های اجتماعی مجازی بر هویت قومی دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های فنی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی « تاثیر شبکه­های اجتماعی مجازی بر هویت قومی دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های فنی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران» بوده است. استراتژی تحقیق از نوع قیاسی بوده و چهارچوب نظری تحقیق متشکل از یک نظریه ترکیبی بوده که مدل تد رابرت گر، برای شناسایی عوامل شکل­گیری هویت قومی، به عنوان مبنای نظری انتخاب شد است. روش تحقیق آن نیز از نوع پیمایشی مقطعی بوده و در دسته پژوهش های کاربردی جای داشته است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های فنی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران بوده اند. حجم جمعیت نمونه پژوهش براساس جدول مورگان 200 نفر تعیین شده که به صورت نمونه گیری خوشه ای انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات نیز پرسشنامه کتبی بوده است که در اکثر موارد برای سنجش مفاهیم موردنظر از طیف لیکرت استفاده شده است. متغیرهای اصلی تحقیق شامل: عضویت در شبکه های اجتماعی، میزان و چگونگی استفاده از آن، هویت قومی در سه بعد آگاهی، تعلق و تعهد به آن و نیز پتانسیل گرایش به جنبش قومی (بعنوان متغیر پیامدی هویت قومی)؛ و همچنین شامل سنجش نگرش دانشجویان به چهار متغیر ساختاری برجستگی و اهمیت قومی – فرهنگی، انگیزه‌های اقدام قومی– سیاسی، ظرفیت اقدام قومی­– سیاسی، فرصت‌ها و گزینه‌ها (ساختار فرصت) بعنوان فاکتورهای موثر در شکل گیری هویت قومی بوده است.

نتایج بررسی های تحقیق نشان داده است که ازبین همه شبکه های اجتماعی مجازی موجود، پاسخگویان درمجموع در شبکه های فیسبوک، گوگل پلاس، تویتر، کلوب، لینکداین، مای اسپیس عضو بوده اند و هیچ دانشجویی در شبکه های دیگر عضو نبوده است. دراین میان، نحوه عضویت دانشجویان بررسی شده در این شبکه ها نیز به این شکل بوده است که دربین 200 نفر بررسی شده، 65.5درصد افراد عضو فیسبوک بوده اند درحالی که 13 درصد با اسم مستعار و 5/51 درصد نیز با هویت واقعی عضو آن بوده اند. اما براساس این آمار 5/89 درصد دانشجویان عضو گوگل پلاس نبوده و تنها 1 درصد با هویت مستعار عضو آن بوده اند و 5/9 درصد نیز با هویت واقعی عضو این شبکه بوده اند. اعضای تویتر نیز تنها 9 درصد افراد را شکل داده که دراین بین 4 درصد با اسم مستعار و 5 درصد با اسم واقعی عضو آن بوده اند. اما اعضای کلوب به 14 درصد می رسد که از این بین بالغ بر 11 درصد دانشجویان با اسم مستعار وارد این شبکه شده اند و تنها 3 درصد با هویت واقعی به عضویت آن درآمده اند. درمورد شبکه اجتماعی لینکداین نیز 7 درصد عضو واقعی آن بوده و 93 درصد در آن عضویت ندارند. درنهایت تمام اعضای شبکه مای اسپیس تنها دو نفر بوده اند. بنابراین به ترتیب میزان اعضای شبکه، شبکه فیسبوک با 5/64 درصد بیشترین افراد را در عضویت خود داشته است و در مرحله بعد شبکه اجتماعی کلوب با 14 درصد و در مرحله بعدی شبکه اجتماعی گوگل پلاس و تویتر، به ترتیب با 5/10 و 9 درصد قرار گرفته و درنهایت لینکداین و مای اسپیس قرار دارند. بیشترین استفاده به ترتیب مربوط به شبکه اجتماعی فیسبوک، گوگل پلاس، شبکه تویتر، شبکه اجتماعی کلوب و در نهایت شبکه لینکداین بوده است.

متغیر هویت قومی بعنوان متغیر وابسته تحقیق متشکل از سه بعد آگاهی، تعلق و تعهد به هویت قومی بوده است. میانگین هویت قومی دربین دانشجویان بررسی شده، برابر با 4/73 در مقیاس صفر تا صد بوده است که میزان بالایی را نشان می دهد. پتانسیل گرایش به جنبش های قومی نیز بعنوان متغیر پیامدی هویت قومی و با هدف سنجش میزان رغبت دانشجویان به گروه ها، جریان ها، کمپین و احزاب سیاسی قومیتی سنجیده شده است. میانگین توزیع آن دربین افراد بررسی شده 66 در مقیاس صفر تا صد بوده است.

دربخش نتایج تحلیلی مقایسه دانشجویان دو دانشکده براساس هویت قومی و ابعاد آن نشان داده است که دانشجویان دو دانشکده تفاوتی در شدت هویت قومی با هم نداشته اند. اما نتایج نشان داده است که دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی به میزان 9 درصد، پتانسیل بیشتری برای گرایش به جنبش های قومی دارند. درمورد رابطه بین رشته تحصیلی و هویت قومی نیز نتایج بدست آمده نشان می دهد که رشته تحصلی نقشی در شدت هویت قومی و ابعاد آن نداشته است.

بررسی نتایج تحقیق نشان می دهد که عضویت و استفاده از شبکه های اجتماعی مختلف بصورت کلی، تاثیری بر عوامل شکل گیری هویت قومی در نظریه تد رابرت گر ندارد. این عوامل عبارت اند از: اهمیت و برجستگی قومی – فرهنگی، ظرفیت و انگیزه اقدام قومی – سیاسی و فرصت ها و گزینه های قومی. هرچند بررسی موردی شبکه های اجتماعی و تاثیر آنها بر تک تک این عوامل نشان می دهد که تنها عضویت و استفاده از شبکه اجتماعی کلوب در فراهم آوردن عامل های ذکر شده نقش مثبت داشته است و استفاده از فیسبوک هم ظرفیت اقدام قومی را افزایش می هد. اما تعداد این موارد بسیار ناچیز است؛ بنابراین این گزاره های نظری مربوط به این بخش از مدل و چهارچوب نظری تایید نمی شوند و نمی توان بین استفاده از شبکه های اجتماعی و عوامل واسط شکل دهنده هویت قومی ارتباط تجربی برقرار کرد.

همچنین برعکس آنچه در مدل نظری مورد توجه بوده است، شبکه های اجتماعی بطور کلی در رابطه با تقویت هویت قومی و ابعاد آن نیز دربین دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های علوم اجتماعی و فنی، نتوانسته اند نقش فاحشی ایفا کنند. هرچند بصورت موردی در اینجا نیز تنها عضویت در شبکه اجتماعی کلوب باعث تقویت هویت قومی و بعد تعهد قومی آن شده است. از طرف دیگر دربین تمام شبکه های اجتماعی تنها عضویت در شبکه های اجتماعی فیسبوک و کلوب در افزایش پتانسیل گرایش دانشجویان به جنبش های قومی نقش داشته اند و باقی شبکه ها هیچ نقشی در این باره ایفا نکرده اند. بنابراین به این نتیجه می رسیم که شبکه های اجتماعی به خودی خود باعث فراهم آمدن زمینه شکل گیری هویت قومی نمی شوند و اصلاً نمی توانند بدون دخالت متغیرهای دیگر در شکل گیری جنبش قومی نقش داشته باشند. بلکه تقویت هویت قومی و نیز شکل گیری جنبش قومی از طریق شبکه های اجتماعی بشدت متاثر از دنیای آفلاین می باشد. این فاکتورها و متغیرهای دنیای آفلاین هستند که هویت قومی را شکل می دهند و زمینه جنبش های قومی را فراهم می کنند و شبکه های اجتماعی تنها زمانی قادر خواهند بود در این فرآیند شکلگیری جنبش قومی نقش ایفا کنند که فاکتورهای اصلی آن در دنیای آفلاین فراهم آمده باشد و درواقع فضا و جو لازم ایجاد شده باشد. همچنین براساس مدل نظری تد رابرت گر، چهار فاکتور اصلی بشدت بر هویت قومی و شکل گیری آن تاثیر دارند. نتایج تجربی رگرسیونی نیز نشان داده است که در بین این چهار فاکتور فوق ذکر، سه عامل ظرفیت اقدام قومی – سیاسی، برجستگی قومی – فرهنگی و انگیزه اقدام قومی – سیاسی بر هویت قومی تاثیر مثبت دارند و بیش از 67 درصد تغییرات هویت قومی را تبیین می کنند.

درنهایت براساس نتایج تحقیق پیشنهاد می شود که با توجه به مدیرت داخلی شبکه شبکه کلوب و نقش آن در تقویت هویت قومی و مکانیزمهای شکلگیری هویت قومی، کارکردها و محتواهای عرضه شده در این شبکه و نحوه دسترسی به آن مورد بازبینی قرار داده شود. یکی دیگر از پیشنهادات اجرایی، توجه به وجوه هویت قومی اقلیت های قومی در رسانه های دولتی، مخصوصاً رسانه های دیداری و شنیداری می باشد. یکی از راهکارهای بازنمایی مناسب هویت قومی، راه اندازی رسانه های دیداری و شنیداری به زبان های اقلیت های قومی، با محوریت هویت متعادل قومیت ها و همسو با هویت جامعه ای (ملی ایرانی) است. چراکه احساس محرومیت نسبی قومی هم در دنیای آفلاین و هم در دنیای مجازی و آنلاین بر نگرش افراد نسبت به مدیران رسانه ای و فرافکنی آن تا سطح سیستم حکمرانی مرکزی و نارضایتی و شورش قومی، تاثیر می گذارد. بنابراین یکی از پیشنهادات اصلی، محرومیت زدایی قومیتی علاوه بر وجوه اقتصادی و اجتماعی آن، در سطوح فرهنگی – شناختی و رسانه ای می باشد.

همچنین تولید محصولات فرهنگی با محتوای روابط بین فرهنگی و بین قومی، در راستای تقویت هویت ملی و نیز با برجسته نمایی وجوه مشترک فرهنگی، ضروری می نماید.

و درنهایت، باتوجه به نتایج بدست آمده از عدم تاثیر شبکه های اجتماعی بر هویت قومی، لازم است در سیاست های مرتبط با شبکه های اجتماعی و جنبه های قومیتی آنها بازنگری و تلطیف لازم اعمال شود.

مفاهیم کلیدی: هویت قومی، شبکه های اجتماعی، متغیرهای مکانیزمی، جنبش قومی، پتانسیل گرایش به جنبش قومی، اقلیت های قومیتی


نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم دی 1392 توسط امید بهرامیان

برایت می نوسیم با صادقانه ترین بیان با بی پرده ترین زبان برایت می نویسم من امشب گریه کردم من امشب گریه کردم نه فقط بخاطر تو نه فقط بخاطر خودم نه فقط بخاطر ربطمان بی ربطمان بخاطر تمام رنجهایی که تو کشیده ای بخاطر تمام رنجهایی که من کشیده ام بخاطر تمام دردهایی که دیگران کشیدند بخاطر درد بودن درد زندگی کردن بخاطر گریه های تو بخاطر گریه های همه دیگران بخاطر ترس از درد از مرگ از زندگانی بخاطر هر چیزی که هست امشب گریه کردم بخاطر خاطراتت خاطراتم خاطرات دیگران امشب گریه کردم برای آن کودکی که ( بازم گریه ام گرفت) آن کودکی  که در سرمایه دی ماه بر دوش مادرش بود و مادرش در زیر برف زمستان زیر آن تیرچه سفره گدایی پهن کرده بود نه بخاطر آن کودک بخاطر پاهای آن معصوم که از فرت سرما یخ زده بودو  با دستان یخ زده اش پایش را مالش می داد گریه می کنم بخاطر آن کودکی که امروز برای بار صدم بهم گفت آقا فال می خرین گریه کردم بخاطر آن دختر بچه ای که دیروز پدر شیشه اش از پنجره پرتش کرد و جان داد بخاطر آن دختر بچه ای که یتیم بودو برسرش دست نوازش می آمدو صدای یتیم بودنش مثل میخ در گوشش فرو میرفتو حقارت می کشید گریه کردم بخاطر هر آنچه هست هر آنچه بود بخاطر درد بودن درد زیستن گریه کردم بخاطر ترس از نبودن ترس از رفتن ترس از تنها شدن من امشب گریه کردم و می کنم بخاطر ان بچه ای که جلوی دادگاه در اغوش مادر طلاق گرفته گریانش بود تا به پدر معتادش بپیوندد بخاطر آن جوان رعنایی که ناکام بر در مسجد کشته شد بخاطر آن قاتلی که با بیشعوری خود جانش را گرفت بخاطر آن کودکانی که پری شب به جرم سوری بودنو دمشقی بودن مردن گریه می کنم بخاطر آن نوجوانی که بخاطر انگ مادر بیوه اش هفته پیش خود را حلقاویز کرد گریه می کنم برای همه مظلومیت ها گریه می کنم برای همه ظالمان نا آگاه گریه می کنم برای نوشته ای که درحالش نوشتنش هستم ولی گریه مانعش می شود امشب گریه کردم گریه کردم بخاطر دانه دانه های قطره خون آن دخترکی که بخاطر ترس از برادش و عشق به همشهریش چندی پیش بر جسه نحیف خود چاکو کشید  بخاطر آن پسرکی که امروز هم مثل دیروز به من گفت اقا فال می خری تورخدا یه فال بخر بخاطر آن زنی که گدا نبود ولی در آغوشش بچه ای بود با چشمای بانداژ شده و نشسته بر خیابان ولیعصر با نگاهش کمک می خواست. بخاطر آن پسری که دختری را دوس داشت اما از ترس انگ اعتیاد پدرش جرات خواستن نداشت. بخاطر رفیقی که نیمه عمرش تمام شدو هیچ از دنیا نداشتو چه بسیار سالهایی که بدنیا هم بدهکار است. بخاطر رفیقی که بعد از عمری عشق ناخاسته دست نیافتنیش بقیه عمرش را گرفت بخاطر دختر بچه ی که هنوز دوزاده سالش نشد با سرطان پر پر شد بخاطر هرآنکه نداشتو ماشین ملی سوار شدو جان داد بخاطر همه کسانی که برای بهتر زیستن میزبان باتومو نوشابه و  گلوله شدند گریه کردم بخاطر به دنیا آمدن بخاطر زندگی کردن بخاطر تمام هستی بخاطر بیچارگی بخاطر کلاهی که به اسم دین می گزاریم گریه کردم بخاطر عقده های کودکیم بخاطر سرکوفت های نوجوانیم بخاطر تحقیرهای جوانیم بخاطر عقده های کودکیت بخاطر سرکوفت های نوجوانیت بخاطر تحقیر های جوانیت و برای تمام دیگران بخاطر میله های زندان بخاطر دردان بی درمان بخاطر آن زنی که دندان پژشک بجای پول شناسنا مه اش رو گرفت بخاطر بیداریم بخاطر گریه پنهانیم بخاطر بی علاقه گیم بخاطر بی آرمانیم بخاطر سردرگمی بخاطر پوچیش بخاطر مسخرگیش بخاطر آنچه به اسم آسیب در شکمش به آبستن دارد این جامعه؛ گریه کردم بخاطر تمام لحظه های خوشیم که درهمان لحظه ترس از ناخوشیم غلبه داشت گریه کردم برای همه خاطرات زندگیم برای همه صحنه های بد فیلم زندگیم بخاطر پاهایم که در کودکی جلوی آن صدای غرش استبداد پدرگونه می لرزید بخاطر آن ترس همیشه از مرده شدن عزیزان بخاطر نابودی عشق به عزیزان از ترس نبودنشان بخاطر فرار از تحمل رنج نیستیشان بخاطر نابودی عشق به معصومان. دوباره یاد آن کودک افتادم که پدر دیروز از پنجره پرتش کردو مرد دوباره یاد آن نوزاد افتادم که در زیر برف دی ماه ارومیه پایش را مالش می داد به ناخودآگاه ؛ گریه ام گرفت بخاطر آن مردمانی که می خواهاند تیغ بزنند و بتراشند بخاطر آن مردمانی که ناخاسته تیغ می خوردند و تراشیده می شوند گریه ام گرفت بخاطر آن دختری که برای اولین بار از من شنید دوستت دارم بخاطر بود و نبودش آرزو می کنم آرزو می کنم که دیگر هیچ نوزادی به دنیا نیاید آرزو می کنم دیگر به این دنیا اضافه نشود چون دنیا پر از رنج است پر از رنج. امشب برای درد همه رنج همه ترس همه اشک ریختم امشب برای آن روده ای که سالهاست می نالد و من بیتفاوت گریستم امشب برای مادرم و مادران گریستم  چه سالها که آرزوی یک چنین گریه ای داشتم امشب بغض گلوم بدجور ترکید انقدر بد که چشمانم تاب تحمل گریه ام را نداشت و بسته اشک می ریخت.

من امشب به آرزویم رسیدم


نوشته شده در تاريخ جمعه یکم شهریور 1392 توسط امید بهرامیان

دلم براتون بگه که امروز به بهانه جمع آوری داده برای پایان نامه ایم به اتفاق یکی از دوستان به مناطق جنوبی تهران به اصطلاح پایتخت رفتیم (مثل همیشه مسافر زیادو اتوبوس نایاب) با توسل به زور جوونیمان سوار اتوبوس شدیم هنوز به مقصد نرسیده بودیم که گوشمان با صدها فحش و ناسزا به راننده اتوبوس و مسافرین نوازش شد. قصد کردیم به منطقه 12 بریم به محله دروازه آقان، خوب بسم الله شروع کردیم نفر اول سلام ببخشید ما درحال انجام یه تحقیق دانشگاهی هستیم" هنوز حرفم تموم نشده آن پسر 19 20 ساله با گفت: عزیزم من سواد ندارم حرفم رو بکلی قط کرد. خوب: عذر می خوام نفر دوم: آقا منم سواد ندارم. رفتم طرف پارک. پارک بزرگی که بهاران نام داشت وارد پارک می شدم که دیدم گروهی از بچه های قد و نیم قد هم دست هم رو گرفتن و می خوان وارد پارک بشن برام جالب بود چند لحظه ای به اتحاد آنها پیوستم و به یاد روزگار بچگی ام .. . وارد پارک که شدم عده ای از جوانان رو دیدم که گوشه ای نشسته بودن پیش خودم گفتم میشه اینارو هم بعنوان نمونه انتخاب کرد نزدیکشان که شدم برق لوله ای که دست یکیشون بود چشم رو گرفت. شستم خبردار شد قضیه بودار بود این دیگه چیه؟ نزدیک تر که شدم دیدم 4 مرد جوان و دو زن رنگ پردیه و نعیف دور هم جمع شدن و فندک به دست دارن لوله هایشان رو داغ می کنن اما این لوله چیه؟ تاحالا که ندیدم ولی خیلی شنیدم این باید بافور باشه. لحظه خوشایندی نبود عقب رفتم و از اونا دور شدم هنوز چند قدمی دور نشده بودم که گروه دیگری رو دیدم گروهی که سر به زیر بودن، به ظاهر با هم دوست، جلو رفتم دیدم بله همون آش است و همون کاسه.  برام خیلی جالب بودن. دوست داشتم برم بشینم پیششون و باهاشون هم صحبت بشم حتما حرفای زیادی برای گفتن داشتن اما گوشی پیدا نمی شود. اما راستش جرأت نکردم. خوب داشتم به راهم ادامه می دادم که دیدم بابا حداقل پنجاه گروه این شکلی در فاصله های کم  از همدیگه نشستن؟؟ با خیال راحت و بدون اینکه تره برام خورد کنن دارن به داغ کردن و پوک زدن ادامه می دن. خدا اینجا دیگه کجاس؟ خاک سفید؟ جهنم؟ بغل افغانستان؟ کاش می شد رنگ پوستشان رو توصیف کرد کاش می شد لرزش دستانشان را نشان داد کاش می شد نگاه حسرت آلودشان را ترسیم کرد؟ کاش میشد حرفهای دلشان را بیان کرد. سوال بزرگی برام ایجاد شد اینها اینجا چکار می کنن؟ چرا انقد راحت و بدون استرس نشستن؟ چرا کسی نیست اینها رو سازماندهی کنه چرا نهادی نیست که اینارو جمع کنه مگه این پارک عمومی نیست مگه این محله مسکونی نیست؟ مگر نه اینکه قوه قهریه علم دار نظم و امنیت است؟ کاش می شد آن لحظه ای که از بالای سر همین افراد سردر کلانتری محله رو دیدم، رو توصیف کرد؟ بله چند قدمی همین پارک کلانتری بود همان جایی که قصه های برقراری نظم و امنیتشان گوش فلک رو کر کرده است. انگار نه اینگار که دود و دم اهل پارک چش آنها را اذیت می کند انگار نه انگار که آنجا خبریست. تعجب پشت تعجب!!!!!!!!!!راستی چرا؟ چرا ؟ و هزاران چرای دیگر؟ نیروی انتظامی تو را چه شده است؟ مگر نه اینکه تو میدون های شهر با ون های بزرگ پر از فاطی کماندو لحظه ای هم از حفظ امنیت و نظم شهر غافل نیستید پس چرا اینجا کسی از شما مردم رو ورانداز نمی کنه؟ گوشی رو نمی پیچونه؟ اسپری فلفلی رو تو چش کسی نمی کنه راستی چرا؟

 آیا بچه های قد و نیم قد محله در کنار همین افراد به اصطلاح معتاد بازی نمی کنند؟ آیا اینها هیچ چیزی رو نمی بینن و اصلا کنجکاو نمی شن آیا آنها در این سیر یادگیری اجتماعی قرار نمی گیرن آیا این جوانان فردای وطن فردا در همین پارک جای همین سیه بختان رو نمی گیرن؟ چرا من نوعی تو این پارک نباید حق احساس امنیت  داشته باشم؟ چرا در این پارک خانواده ای دسته جمعی به گردش نیومده ؟ چرا کسی به داد این معتادان نمی رسد آیا پلیس تنها برای اقشار متوسط جامعه است؟ آیا بنظر نمی رسد که کارکرد اهرم قهریه تنها و تنها تحقیر و تضعیف و  ترساندن اقشار تحصیل کرده و متوسط شهری به اسم عفاف و حجاب است؟ این نیروی عظیم شما کجایند چرا جایشان در این پارک خالیست چرا کسی نیست این معتادان رو از چشم حداقل بچه ها پنهان کنه آیا دیدن همچین صحنه هایی به معنای عادی شدن چنین رفتارهای نابهنجار خانمان سوزی نیست؟ آیا این سوال ایجاد نمی شد که من نوعی آنجا حضوری اضافه داشتم چون آنجا همه همگن بودن و من ناهمگن؟ پس آن عرف و هنجار و ارزش محسنه اسلامی انسانی کجاست در کنار میادین ولیعصر و انقلاب و تجریش جاخوش کرده اند؟ مگه اعتیاد آسیب اجتماعی نیست مگر اعتیاد خانمان سوز نبود مگر اعتیاد ..........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


برچسب‌ها: طبقه متوسط آنومی اجتماعی قوه قهریه اعتیاد
نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم مهر 1391 توسط امید بهرامیان

امروز بعد از برگشت از یک سفر تحصیلی وقتی وارد خوابگاه شدم اولین خبری که شنیدم حاکی از این بود که دانشجویان تا 25 مرداد باید "باید" خوابگاه را تخلیه کنند. این دستوریست که مدیران شهر تهران و ستاد بحران برای هموارسازی برنامه ریخت و پاش اجلاس سران (البته الان دیگه در سطح معاونین وزرا هم بعید می دونم) کشورهای غیرمتعهد البته غیر متعهد های سابق صادر شده وبه دانشگاه ابلاغ شده است. لازمه درمورد ماهیت این اجلاس یه چیزایی گفته بشه:
به این خاطر گفتم غیرمتعهدهای سابق که  این اجلاس بعنوان گزینه سوم برخی از کشورهای عقب افتاده در مقابل معاهده های ناتو و ورشو امریکا و شوروی ایجاد شد و بعد از سقوط شوروی عملاً کارکرد خود را از دست داد. اجلاسی که تاریخ انقضاش با تاریخ تولد من یکیه. اینم بگم اون زمانام این کشورها بظاهر طرفدار هیچ بلوکی نبودن ولی پشت پرده بسته به سلیقه شاهاشون با هر دو طرف دوست بودن.
حالا حرف من دانشجوی ترم آخر که قبلاً التیماتوم آخرین تاریخ دفاعم تا آخر شهریور رو داده بودن اینه که آقا، مدیر، سیاست مدار، رئیس عالم دانشگاه، ستاد حل مسئله های بنیادی(البته همه اینها به قول خودشون بود) اگه دانشجو جماعت هیچ گله ای ندارن اگه هیچ مشکلی وجود نداره و همه راضین به رضای شما پس چرا دانشگاه رو تعطیل می کنین حالا اون هیچی چرا خوابگاه رو تعطیل می کنین؟ راستی از چی می ترسین؟ (بعضی وقتا تو آینه به خودم نگا می کنم که بفهمم کجای من ترسناکه و چرا بعضیها ازم می ترسن) مگه قرار ما چیکار کنیم جز اینکه بریم دنبال بدبختیامونو این سیرک مدرک گیری رو ترکش کنیم

آقا تورو خدا ول کن این یقه لامسبو ازت تمنا می کنم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 توسط امید بهرامیان
رنجنامه ای برای من از طرف برادرم

  کنکور  دکترای امسال سراسری مانند سال گذشته  پر از حرف و حدیث بود و شگفتی سازترینش هم در رشته ارتباطات اتفاق افتاد!!! آنجا که موسسه ای  بی نام و نشان بنام " دانشگاه غیر انتفاعی بین المللی امام رضا علیه السلام " در اقدامی انتحاری برای پذیرش ۲۰ نفر در دانشجوی دکترای علوم ارتباطات( با گرایش فرهنگ و ارتباطات) به شیوه پژوهش محور به همراه رشته های دیگری چون حقوق بیــن الملل ، فلسفه هنــر، کتابداری، سنجش آموزش، مشاوره ، روانشناسی تربیتی، ادبیات عرب، جغرافیای سیاسی، سیاست گذاری فرهنگی، روانشناسی ورزش، مدیریت رسانه، زبان و ادبیات فارسی،( هر کدام حدود ۲۰ نفر) اقدام نمود!!!!

پیگیریهای نگارنده از منابع موثق همان موسسه نشان داد که این به اصطلاح دانشگاه!!! بین المللی که وابسته به یکی از نهادهای متمول مذهبی کشور است( آستان قدس رضوی ) حتی دارای یک نفر هیئت علمی کارشناسی ارشد ارتباطات، مدیریت رسانه و سایر رشته ها نیست چه برسد به داشتن اعضای هیئت علمی در سطح استاد و استادیار و یا حتی (پی اچ دی) محض برای تدریس و راهنمایی دانشجویان دکترای پذیرش شده!!!! ( چشم وزارت علوم روشن!!)

ظاهرا برای پذیرش ۲۰نفر!!! برای هر رشته تا سه تا چهار برابر ظرفیت مجاز به انتخاب این دانشگاه غیر انتفاعی شدند یعنی از رتبه یک تا رتبه ۱۰۰-۱۲۰!!!

نکته جالب این بود که دانشگاه مزبور حتی نمی دانست چگونه با وضعیت جدید برخورد کند و با مکاتبه و  تماسهای مکرری که با سایر دانشگاهها  و موسسات داشت تازه می خواست شرایط جذب دانشجوی پژوهش محور و شهریه و سایر مسائل را مشخص و پیگیری کند!!!

               مشاهده نتایج مرحله اول مصاحبه داوطلبین
آزمون سراسری دکتری نیمه متمرکز 1391 ، معرفی شده از سوی سازمان سنجش کشور

با آرزوی موفقیت برای شما
نام خانوادگی نام کد ملی رشته تحصیلی شماره پرونده شماره داوطلبی دعوت به مرحله دوم مصاحبه (حضوری)
بهراميان اميد 2959943.... فرهنگ و ارتباطات 153..64 71..34 بلی

   الغرض در جایی که قرار بود ۲۰ نفر بردارن برای رشته ارتباطات!! باید برای بیست نفر از مجموع تعداد رزومه فرستاده شده تماس می گرفتن یکیش هم با برادر من امید می بود چون اسمش در لیست مرحله اول دانشگاه درج شده بود...( معلومه که شایعات رسیده صحت داره و بیست نفر دعوت شده به مصاحبه حتما  در گزینش نهایی کمتر از ۵ نفر خواهد بود!!! جای شکرش البته باقیه که فله ای دیگه پذیرش صورت نمی پذیره اونم تو دکترا!!)

   در عصر ارتباطات و اطلاعات و قرن بیست و یکم همون دانشگاهی که کلاسهای ارشد را به سبک الکترونیکی و انلاین برگزار می کنه سیستم اطلاع رسانی برای دعوت به مصاحبه آن نوبره و بسیار شگفت اور!!!

   بجای اطلاع رسانی و زمانبندی مصاحبه از طریق سایت، از سیستم فوق پیشرفته تلفن استفاده شده است!!! انهم اگر شخصی سه شماره مثلا ایرانسل، همراه دایم و ثابت داده باشه  و دست بر قضا شماره ایرانسل را اول نوشته باشه، کارشناسان منطقی ( بانوی محترم مسئول این کار) دانشگاه امام رضا فقط و فقط!! به این شماره ایرانسل زنگ خواهند زد و اگر این شماره مشکلی داشته باشه( در سیستم مخابراتی ایران که امر غریبی هم نیست) اصلا نباید به شماره های دایم همراه یا ثابت تماس گرفت!!! امری که برای امید اتفاق افتاد!!!!

   بعد از دو روز تلاش برای دانستن زمان مصاحبه برادرم امید بالاخره امروز یکشنبه ۱۵ مرداد ساعت ۱۰ توانستم با مسئول مصاحبه دانشگاه تماس بگیرم... فرمود ااا آقای بهرامیان شما کجایین صبح نوبت مصاحبه شما بود هرچقدر صداتون کردم تشریف نداشتین!!! گفتم خانم شما باید اطلاع می دادین از طریق سایت.. از طریق اس ام اس.. از طریق ایمیل... از طریق تلفن... گفت آخه ایرانسلتون جواب نمی داد!!! ما چکار کنیم تقصیر از مخابراته!!!! گفتم شما  که داهیه " برگزاری کلاسهای ارشد و.. به روش آموزش مجازی و انلاین دارین چرا تو سایت نگذاشتین زمان بندی را؟؟ گفت آخه اینترنت هم شاید قطع می شد؟؟؟؟؟

   گفتم تقصیر شماست و نمی شه به این راحتی گردن ایرانسل انداخت... گفت والله کاری نمی شه کرد چون اساتید از تهران اومدن و بعد از ظهر بر می گردن ( ظاهرا اساتید مد نظر ایشون یه عزیزیه که سردبیر یکی از بخشهای خبری صدا و سیما بوده و چندی قبل توانسته مدرک دکترای ارتباطات بگیره و تخصص اصلی ایشون خبر و ژورنالیسم تلویزیونیه  و چندان ربطی به فرهنگ و ارتباطات نداره و اون یکی هم همکار ایشون در مدیریت یکی از مراکز استانی وصدا و سیما!!!) گوشت قربانی این قصه برادر بیچاره من امیده که دیگه فکر نکنم علاقه ای برای شرکت در کنکورهای داخل داشته باشه... حیف!!! چه کسی مسئول این زمانها و هزینه های از دست رفته است؟؟؟؟

الغرض!! شما حدیث مفصل خوانید از این مجمل.... چشم وزارت علوم روشن و روشن تر...

منبع:http://rawabetomomi.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 توسط امید بهرامیان

امسال به رسم پارسال یک مراسم خیمه شب بازی مضحک به نام آزمون دکتری ۹۱ برپا شد برحسب اتفاق ما نیز مهمان این مراسم شدیم از شما چه پنهون که سهم ما از ریخت و پاش این مراسم همینیست که می بینید یکی نیست بگه آخه تو که به نون شب محتاجی برای یه مدرک خشک و خالی از کجا داری بدی این ۴۵۰۰۰۰۰۰۰ ریالو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شما درمرحله اول مصاحبه رشته فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه پلو و پول خوری امام رضا پذیرفته شده و به مرحله دوم مصاحبه آزمگشزینش دکتری دعوت شده اید؟ تبریک تبریک

همین

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 توسط امید بهرامیان

نامه آتشین من" نامه ای پر دردسر" سرگذشتی کوتاه از یک نامه توسط نویسنده ای کوچک و درسی که از آن گرفت

در راستای تشویق ایجابی استعداد نویسندگیش

""امسال مدیر مدرسه‎ام عوض شد و به جای مدیر قبلی که بسیار مدیر بی خیالی بود یک مدیر بسیار سختگیر که اولین سال مدیریتش بود مدیر مدرسه ی ما شد.

اگر به چشمانش نگاه می‌کردی می‌ترسیدی. او به موی سر نوع پیراهن شلوار و حتی کفش‌‌‌‌ها گیر می‌داد و این مرا بسیار ناراحت کرده بود تا اینکه روزی آقای مدیر انتقادات چند دانش آموز را خواند اما موضوع خیلی مشکوک بود او چیز‌‌‌‌هایی می‌گفت که شبیه به نوشته‌ی یک دانش آموز نبود فکر نکنم هیچ دانش آموزی پیشنهاد بدهد که موی سر دانش آموزان کنترل شود یا اینکه با کسانی که آستین کوتاه می‌پوشند برخورد شود.

من هم تصمیم گرفتم که یک نامه ای بنویسم که ازش آتش بلند شود به محض اینکه به خانه رسیدم کاغذ سفیدی برداشتم و شروع کردم به نوشتن اما اشکال کار این بود که من انتقاد را با تخریب عوضی گرفتم و هر چه بر کله ی پوکم آمد نوشتم و فردای آنروز بدبختی‌‌‌‌های من شروع شد به محض اینکه نامه را تحویل معلم پرورشی ام دادم احساس پشیمانی می‌کردم اما نمی‌دانم چرا نامه‌ام را پس نگرفتم شاید دلیلش این بود که خودم را حق می‌دانستم بلافاصله معاون پرورشی وارد کلاس شد و چند تا جمله گفت که بنویسیم که تمام جمله ها در نامه ی من بود و بعد گفت که این تست روانشناسی است و بعد از کلاس خارج شد.

زنگ بعدی در کلاس ریاضی دانش آموزی را دنبال من فرستاد. من به دفتر رفتم، آنجا فقط معاون پرورشی و مشاور مدرسه بودند کمی با من حرف زدند و از من پرسیدند که آیا مشکلی با فلان کس داری؟ من هم جواب دادم نه اما اگر بگذارید که خودمان تصمیم درست را بگیریم شاید بهتر باشد. آنها هم به من جواب دادند که قانونگذاری کار ما نیست اجرایش وظیفه ی ماست. بعد از ماجراهای بسیار تلخی که برای من پیش آمد این پرونده هم بسته شد و اما من آموختم:

«که انتقاد هیچگاه سازنده نیست»

از آن موقع هر معلمی که از ما خواسته است نقدش بکنیم فقط در نامه ام یک چیز نوشتم :

«تو بهترین معلم من بودی، من تو را بسیار دوست دارم، تو تاج سر ما هستی، من تو را از چشمانم هم بیشتر دوست دارم»

البته عزیزان این موضوع به سادگی که شنیدید نبود اگر بدانید چقدر گریه کردم شما هم گریه تان می گیرد، اما من دوست ندارم شما گریه کنید. خداحافظ""

برادرزاده ام صهیب بهرامیان در وبلاگش: http://sohaibgol.blogfa.com/


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 توسط امید بهرامیان


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم خرداد 1391 توسط امید بهرامیان

اجراي حکم قطع 4 انگشت يک سارق در مشهد

در مقابل چشمان بهت زده ام تیتر عجیبی ظاهر شد:


 مرد سارق به قطع ۴ انگشت محکوم شد.


به گزارش خراسان به نقل از منابع آگاه، دادگاهي در شهرستان ايرانشهر سارقي را به دليل ارتکاب سرقت به تحمل مجازات اسلامي و قطع ۴ انگشت دست راست محکوم کرد.
گفتنی است این حکم از سوی دیوان عدالت اداری تایید شده و لازم الاجرا شد. بنابراین اجرای آن قطعی خواهد بود. منبع: عصر ایرانhttp://www.asriran.com


صدور و اجرای احکامی از این دست از سوی قوه قضائیه به معنی پشت پا زدن به تمامی دستآوردهای علمی علوم انسانی ازجمله نظریه های آسیب شناسی اجتماعی برچسب زنی و برساخت گرایی و ... نظریه های عدالت و تئوری های جرم شناسی و همه دست آوردهای دیگر علوم انسانی است.


تنها می توان گفت شرممان باد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 توسط امید بهرامیان

بررسی عوامل ساختاری - اجتماعی موثر بر گرایش دانشجویان دانشگاه های شهر ارومیه به گروه های عرفانی - فرهنگی نوپدید و تعیین محورها و شیوه های القایی نفوذ آنها

  طرح پژوهشی استانی

مجری طرح:  شفیع بهرامیان - امید بهرامیان

  کشور ایران از جمله دولت - ملت های تاریخی بشمار می رود که دارنده یکی از پرسابقه ترین و غنی ترین فرهنگ و تمدنهای بشری است.  اما در عصر حاضر(عصر ارتباطات مدرن)، گروه های فکری و فرهنگی نو پدید از این تمدن و فرهنگ اصیل، چه از طریق عوامل بیرونی و  چه درونی در صدد قلب شاخصه ها و عناصر آن و گسترش مبانی فکری و فرهنگی خویش برآمده اند. نشانگاه اصلی این گروه ها ، جوانان و نوجوانانی و دانشجوياني هستند که آماده و پذیرای شنیدن هر صدایی می باشند. لذا هدف اصلی این پژوهش دست یابی به زمینه های ساختاری و عوامل اجتماعی تاثیرگذار در گرایش دانشجویان به گروه های مذکور و همچنین هدف دیگر این پویش علمی بررسی شیوه های تاثیرگذاری و محورها و ابزارهای القایی این گروه های نو پديد یوده. استراتژی مورد استفاده در این پژوهش استراتژی قیاسی با نگاهی واقع نگرانه (رئالیستی) است. روش تحقیق آن از نوع پیمایش مقطعی بوده  که با پرسشنامه پاسخگو محور در بین 500 نفر از دانشجویان دانشگاه های ارومیه، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شده است. روش نمونه گیری مورد استفاده در این پژوهش برای انتخاب واحد مشاهده، روش نمونه گیری خوشه ای(pps) و در نهایت تصادفی بوده است.

      در مطالعه اول با استفاده از روش اسنادی مخرج مشترک کاراکترهای گروه های نوپدید گرفته شده از این رو یک مقیاس آزمون شده برای میزان گرایش به این گروه ها تهیه شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که میانگین گرایش به گروه ها و عرفاتهاي نو پديد در بین دانشجویان دانشگاه های ارومیه حدود 30 درصد بوده است. نتیجه آزمون همبستگی فرضیه های تدوین شده، حاکی از تایید اکثر فرضیه های تحقیق بوده است. اما از آنجا که هدف این پژوهش شناسایی عوامل و شیوه های القایی گرایش به گروه هاي نوپديد فرهنگي و عرفاني بوده است لذا نتایج تحلیل چند متغیری از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. تحلیل رگرسیونی انجام شده نشان داده است که متغیرهای وارده بیش از 68 درصد تغییرات متغیر وابسته را پیش بینی می کنند.

    از بین متغیرهای مربوط به شیوه های تاثیرگذاری و محورهای القایی، متغیرهایی که تاثیر معنی داری بر متغیر وابسته داشته اند، به ترتیب میزان تاثیر آماری عبارت اند از: شبکه های تلویزیونی ماهواره ای(بتای 0.26)، شبکه های اجتماعی مجازی- فیسبوک، تویتر و غیره-(بتای 0.23)، و رمان ها و داستان های غیر ایرانی (بتای 0.13).

    تاثیر شیوه های دیگر سنجیده شده بر گرایش به عرفانهاي كاذب و نوپديد ازجمله: اینترنت و سایت های خبری خارجی، فیلم ها و بازی های رایانه ای خارجی و کتب ترجمه شده، از نظر آماری در پیش بینی متغیر وابسته معنی دار نبوده است. تاثیر این دسته از شیوه های القایی بیشتر بصورت غیرمستقیم بوده است.

    در سطح زمینه های اجتماعی و ساختاری نیز متغیر های تاثیر گذار بر متغیر وابسته که در معادله  رگرسیونی معنی دار بوده اند، به ترتیب میزان تاثیر عبارت اند از: دین گرایی (بتای 0.28-)، انسجام اجتماعی و خانوادگی (بتای 0.26-)، رضایت و خشنودی اجتماعی (بتای 0.16-)، ملی گرایی (بتای 0.15-)، سرمایه فرهنگی( بتای 0.14-)، پایگاه اجتماعی – اقتصادی(0.14-)، فاصله اجتماعی نهادی (بتای 0.10)، عزت نفس(بتای 0.10-)، حمایت خانوادگی و اجتماعی (بتای 0.09-)، آنومی یا آشفتگی اجتماعی (بتای 0.09).

    متغیرهای اجتماعی و ساختاری محاسبه شده دیگری که تاثیر آنها در معادله رگرسیونی معنی دار نبوده است عبارت اند از: اعتماد اجتماعی و آشنایی و علاقه به فرهنگ ایرانی که به دلیل معنی دار بودن همبستگی دو به دو آنها با متغیر وابسته می توان ادعا کرد که تاثیر این دو متغیر بر گرایش دانشجویان به گروه های نوپديد فکری و فرهنگی بصورت غیر مستقیم و از طریق تاثیر گذاری بر متغیرهای واسط بوده است.

 واژه های کلیدی: عرفانهاي كاذب، گروههاي نوپديد فرهنگي  و فكري، شیوه ها و محورهای القایی، روش رئالیستی، تهاجم فرهنگی، فاصله اجتماعی نهادی، وسایل ارتباط جمعی


برچسب‌ها: گروههاي نوپديد فرهنگي و عرفانی, عوامل ساختاری, اجتماعی, روش رئالیستی, فاصله اجتماعی نهادی, وسایل ارتباط جمعی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط امید بهرامیان

بررسی مکانیزم تاثیر رسانه هاي جمعي بر توسعه از طریق ایجاد همگرایی اقوام و افزايش امنيت و ثبات بااستفاده از معادله ساختاری(SEM)

امید بهرامیان، شفیع بهرامیان

چکیده:

این مقاله در پی این بوده است که با توجه به ویژگی ها و شرایط محلی(local) کشور ایران و با برجسته کردن چالش های قومی و موازی کاری رسانه ای(رسانه های ملی و رسانه های فراملی) بصورت تجربی به بررسی رابطه خطی رسانه و توسعه از طریق یکی از سازو کارهای آن یعنی تاثیر رسانه بر همگرایی اقوام و نیز تاثیر این متغیر واسط بر امنیت وثبات بپردازد و درنهایت رابطه بین امنیت و توسعه را مورد بررسی قرار دهد

پژوهش انجام شده دارای دو بخش کمی و کیفی می باشد: در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شده است که در جامعه آماری دو قومیتی استان آذربایجان غربی و با نمونه آماری 500 نفر(250 کرد و 250آذری) به صورت نمونه گیری خوشته ای پیمایش شده است. نتیجه معادلات ساختاری تمام فرضیات مورد نظر را مورد تاید قرار داده است؛ بطوری که استفاده از رسانه های ملی و فراملی رابطه معکوس قوی با همدیگر داشته اند(بتای0.27-). رسانه های ملی تاثیر مستقیم(بتای0.49) و رسانه های فراملی تاثیر معکوس(بتای0.63-) بر همگرایی اقوام گذاشته اند. این نحوه تاثیرگذاری در بررسی رابطه بین این رسانه ها و امنیت نیز به همین صورت بوده است. همچنین معادله ساختاری بدست آمده نشان داده است که متغیر واسط همگرایی اقوام رابطه مستقیم بسیار قویی با امنیت در نمونه آماری بررسی شده داشته است(بتای0.82).

بررسی های کیفی و اسنادی نیز حاکی از آن بوده است که امنیت و ثبات تاثیر بسزایی در ایجاد و افزایش روند توسعه چه در سطح ملی و چه در سطح منطقه ای و محلی داشته اند این بررسی ها نشان داده است که استان هایی که ازنظر امنیتی در سطح بهتری بسر می برند میزان شاخص های توسعه شان نیز در سطح مطلوب تری نسبت به استان های دارای بحران ناامنی قرار گرفته است. این مقاله همچنین به شناسایی مکانیزم های تاثیر امنیت بر توسعه نیز پرداخته است.

کلید واژه ها: رسانه، همگرایی اقوام، امنیت و ثبات، توسعه، معادلات ساختاری (SEM)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 توسط امید بهرامیان

اگر نیت و عمل تهدید به خودکشی آقای نوریزاد را با تبیین های اندیشمند جامعه شناس امیل دورکیم مقایسه کرد خواهیم دید که بطور عام گنجاندن این نوع از خودکشی در تیپولوژی خودکشی دوریکیم جای بسی ابهام دارد. ازجلمه اینکه در نظر دورکیم فرد در تشکیل روند اتخاذ این تصمیم نقش فعالی ایفا نمی کند درحالی که کنشگر مورد بحث، با توجه به بیانات و توجیهات تصمیم خویش، بصورت بخردانه و با برآورد های عقلایی این تصمیم را گرفته است.  از نگاه دیگر در زمینه طبقه بندی این نوع خاص از خودکشی، با توجه به ساختارهای اجتماعی و سیاسی دست اندرکار در ایجاد شرایط فعلی و درنظر گرفتن انتظارات کنشگر مورد بحث یعنی آقای نوریزاد و آمال و آرزوها و نوع آرمانی انجمن موردنظر این کنشگر، می توان دسته جدیدی در طبقه بندی خودکشی ها ایجاد کرد: در این نوع شناسی، هدف از خودکشی و یا خودسوزی جلب توجه دیگران اکتیو و پسیو و تحریک آنان برای ایفای نقش شهروندی خود است؛ از طرف دیگر اگر سابقاً کاهش همبستگی اجتماعی افراد را به عمل خودسوزی یا خودکشی تهییج میکرد این بار امید به ایجاد یک نوع همبستگی و امید به ایجاد جرقه و تحریک کنشگران و درنهایت تشکیل بسیج جمعی موتور محرکه این عمل نابهنجار دارای پسامد(کارکرد) است. از طرف دیگر اگر در عمل خودسوزی چاشنی جلب توجه عمومی به وضعیت فرد نقش ایفا می کند در این نوع خودسوزی جلب توجه افکار عمومی به شدت اسفباری وضعیت جامعه (از منظر آقای نوریزاد) است که بصورت نمادین اظهار می شود. در عصر حاضر مصادیق این نوع از خودسوزی بسیار است ازجمله می توان به خودسوزی کردهای ترکیه در اعتراض به دستگیری رهبر کاریزماتیکشان یا خودسوزی جوان تونسی ناراضی اشاره کرد که نطفه ایجاد یک انقلاب را متعقد و به سرانجام کشاند. لذا می توان این تهدید به عمل آقای نوریزاد را الهام گرفته از همین رفتار اعتراضی همین جوان تونسی قلمداد کرد . در همین بحث می توان عمل خودآزاری ( اعتصاب غذا و دارو) زندانیان ناراضی سراسر گیتی و مشخصاً اعتصاب غذای آقای دکتر خزعلی-که با توجه به اظهاراتش، تصمیم به ادامه اعتصاب تا مرگ یا به تعبیر خویش شهادت گرفته است- را نیز در زمره همین دسته بندی قرار داد. بنابراین این تهدید آقای نوریزاد را می توان با شدت کمتری متاثر از نیت و عمل آقای خزعلی نیز عنوان کرد. با قبول کمی ساده گویی و با کمی اغماض می توان این نوع از خودکشی یا خود سوزی را خودکشی آرمان طلبی یا خودکشی تغییرخواهانه نامید.


نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم اسفند 1390 توسط امید بهرامیان
فغان از این سیستم اقتصادی رانتی که مدیران سیستم اداری حتی با سوالات آزمون های آموزشی هم کاسبی می کنند

برای دسترسی آسان داوطلبان آزمون ارشد پژوهش علوم اجتماعی به سوالات امتحان سعی کردم یه نسخه از دفترچه رو بگیرم و در دسترس دوستان قرار بدهم. برای دریافت دفترچه سوالات لطفاْ اینجا را کلیک کنید.


برچسب‌ها: دفترچه سوالات, آزمون کارشناسی ارشد سال 91, رشته پژوهش علوم اجتماعی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم اسفند 1390 توسط امید بهرامیان

نتایح تئوریکی نوع شناسی تحقیقات انجام شده در حوزه خانواده و جامعه شناسی خانواده(بخش نتیجه گیری) و ارائه یک مدل نظری مقدماتی بومی

در نهایت هر توصیفی باید نگاهی جامع به مسئله عام مورد بررسی داشته باشیم لذا ما نیز درپی تلاش برای چینش مسایل و موضوعات بیان شده در حوزه خانواده طی بیست سال گذشته در یک قالب کلی و قابل فهم در این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که با توجه به یافته ها می بایست با قبول خطر ساده انگاری و قابلیت ابطال پذیری مناسب، دست به ایجاد مدل تئوریکی ابداعی بزنیم. در ادامه سعی خواهد شد با بیانی نسبتاً پیچیده به تقریر ایده ذهنی خویش بپردازیم قابل ذکر است که نهایت سعی نگارنده بر این بوده است که از یافته های پژوهش بیشترین استفاده ممکن را ببرند.

اولین اقدام بدیع و تئوریکی این پژوهش ایجاد یک نوع شناسی جدید از مسایل بررسی شده طی 20 سال گذشته در حوزه خانواده بوده است لذا با توجه به این اقدام سعی می شود مدلی نظری در جهت تجمیع یافته های پژوهش صورت گیرد:

مدل تئوریکی :

پیش فرض اولیه این است که جامعه یک ماکرو سیستم است که ساب سیستم هایی در خود دارد. بنابراین پیداست که تئوری من نگرشی سیستمی و بین رشته ای به خانواده دارد. و فرض بعدی این است که خانواده بعنوان یکی از ساب سیستم های جامعه، خود بعنوان یک سیستم نسبتاً متمایز قلمداد می شود. این سیستم دارای پیشینه تاریخی طولانی است ولی خانواده به مثابه یک سیستم در گذشته ویژگی های سیستم بسته را با خود به یدک می کشید ولی با تغییرات محیط این سیستم؛ یعنی تغییرات ساختاری ماکرو سیستم(جامعه) طی تحول تاریخی آن، از جامعه سنتی به جامعه مدرن ، ساب سیستم مورد نظر(خانواده) نیز ناچاراً در جهت تطالق خود با محیط جدید،مجبور به تعییرات اساسی در خود شد؛ به این معنی که می بایست از حالت سیستم بسته با حالت سیسیتم باز تغییر ماهیت دهد ولی در این میان بنا به تبادلات انجام شده با محیط دچار آشفتگی شد. پیش فرض دیگر این است که ماکرو سیستم جامعه دارای ساختارهایی است با توجه به تیپ شناسی اولیه پژوهش، این ساختارها عبارت اند از ساختار فرهنگی- اجتماعی، سیاسی. روانی(سلامت)- اقتصادی. هریک از این ساختارها در هریک از ساب سیستم های موجود در جامعه بصورت جزئی تر وجود دارند و ضرورت کارکردی دارند. بنابراین خانواده نیز بعنوان یک ساب سیستم دارای همین خصیصه است. تا زمانی که استراتژی خانواده بصورت سیستم بسته بود این ساختارها بصورت عادی نقش کارکردی خود را ایفا می کردند ولی زمانی که خانواده بنا به ضرورت تاریخی تبدیل به سیستم باز شد این ساختارها دچار اختلال کارکری شدند(اختلال در سلامت، اختلال فرهنگی و اجتماعی در خانواده و تقابل ساختار فرهنگی-اجتماعی خانواده با ساختارهای اقتصادی و سیاسی و.. ماکروسیستم جامعه، اختلال اقتصادی خانواده با نیازهای مصرفی جامعه و اختلال سیاسی از جمله دخالت قانون گذار و تضاد ساختار قدرت در خانواده با جامعه و ....)

آنچه مسلم است این است که هر ساختاری دارای کارکرد کلی بخصوصی است و پیش فرض دیگر این است که ساختارهای بیان شده نیز دارای ساب ساختارهایی هستند که کارکردهای جزئی در جهت همان کارکرد اصلی ساختار کلان دارند و زمانی که سیستم خانواده بصورت باز درامد، بدلیل عدم هماهنگی زمینه ای بین محیط درون خانواده و محیط بیرون خانواده(ماکرو سیستم جامعه) ساختارهای خانواده با ساختارهای بیرون خانواده برخورد پیدا کرده (تمام آسیب هایی که در ذیل هریک از ابعاد ذکر شده در بخش یافته های تحقیق آمده است) و متعاقب آن ساب ساختارها نیز دچار اختلال کارکردی شدند(که در بالا ذکر شد) که درنهایت موجوب عدم کارایی ساختارهای کلان در کارکردهای خود شد و ساب سیستم دچار اختلال شد- همان وضعیتی آنومی که امروزه سیستم خانواده بخود گرفته است. بنابراین تز این تئوری این است که تغییر رویه ای خانواده از سیستم بسته به سیستم باز تغییری اجتناب ناپذیر بوده است که در جهت بقای خانواده بوده است اما نکته اصلی در این پیش فرض نهفته است که هرسیستمی  ذاتاً نیاز به دو منبع تغذیه دارد تا ماهیت سیستمی خود را حفظ کند 1. اطلاعات 2. انرژی. زمانی که خانواده سیستمی باز در تقابل محیط بیرونی قرار گرفت در آغاز بدلیل نبود تبادل انرژی و اطلاعات با محیط بیرونی (ماکرو سیستم)دچار آنومی شدید شد و ساختارهایش دچار اختلال کارکردی شدند و در مرحله بعد بدلیل روابط کارکردیشان با یکدیگر باعث تشدید این اختلال در یکدیگر و نهایتاً در کل سیستم خانواده شدند(زوال خانواده). و از آنجا که یکی از مفاهیم نگرش سیستمی همان آنتروپی است و هر سیستمی برای بقا و ایجاد تعادل و نظم نیاز به آنتروپی منفی دارد و با قبول این پیش فرض که تبادل انرژی و مخصوصاً در جامعه پش از انقلاب اطلاعاتی، اطلاعات، باعث ایجاد  آنتروپی منفی و طبعاً برقراری بالانس و نظم در سیستم می شود، لذا باید سازوکارهای لازم و زمینه مناسب را برای گردش هرچه بیشتر اطلاعات و انرژی در سیستم خانواده فراهم کرد. در بیان ساده تر می توان مصداق هایی را ذکر کرد: در سیستم خانواده یکی از مصداق های تبادل انرژی می تواند نوسان تعداد اعضای خانواده باشد(خانواده گسترده در مقابل خانواده هسته ای) و همچنین مصداق اطلاعات می تواند مثلاً میزان آگاهی از انتظارات نقش باشد. این مفاهیم در بیرون از سیستم خانواده و در ماکرو سیستم نیز دارای مصادیقی هستند؛ مثلاً انرژی در جامعه می تواند روش تولید و ماهیت ماده تولید شده باشد و همچنین مصداق اطلاعات می تواند فرهنگ غیر مادی در سطح کلان باشد.

لذا گزاره چاره ساز این تئوری این است که برای ایجاد تعادل درومی و بیرونی ساب سیستم خانواده باید کانال ها و بستر های لازم را در جهت افزایش چرخش اطلاعات و انرژی مورد نیاز، در جهت ایجاد آنتروپی منفی و کاهش اختلال کارکردی و ایجاد نظم نسبتاً پایدار مدرن در درون خانواده مطابق با سازوکارهای ماکرو سیستم(جامعه)، ایجاد و به سازی کرد.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 توسط امید بهرامیان
طرح پژوهشی استانی:بررسی عوامل موثر بر تقویت همگرایی  بین اقوام در استان آذربایجان غربی

مجری طرح: امید بهرامیان

چکیده:

با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی استان آذربایجان غربی و تکثر قومی و فرهنگی آن؛ بررسی عوامل موثر تقویت ارتباط سازنده بین اقوام ساکن و همگرایی آنها و همچنین تاثیر آن بر میزان امنیت پایدار در جهت زمینه سازی برای توسعه و آبادانی هرچه بیشتر استان، مسئله این پژوهش بوده است لذا این پژوهش در پی شناسایی عوامل موثر بر همگرایی اقوام و تاثیر آن بر امنیت پایدار در استان آذربایجان غربی بوده است. روش تحقیق آن نیز از نوع پیمایشی با پرسشنامه کتبی بوده است و که جامعه آماری آن کل شهر های دوقومیتی استان و شهر مهاباد بوده است که روش نمونه گیری آن از نوع خوشه ای و حجم نمونه 500 نفر بوده است که با بررسی طلاعات بدست آمده نتایج زیر بدست آمده است:

- همگرایی اقوام بر امنیت پایدار تاثیر مستقیم دارد و بیش از 20% از تغیرات آن را تبیین می کند و به ترتیب همگرایی اقوام بیشترین تاثیر را بر ابعاد امنیت ملی(0/119=R2)، امنیت انسانی(0/086=R2) و درنهایت بعدامنیت جهانی امیت(0/059=R2) پایدار دارد.

- از عوامل بررسی شده که تاثیرشان بر تقویت همگرایی اقوام معنی دار بوده است: سن(0/033=R2) و دخالت بیگانگان در دو بعد میزان استفاده(0/043=R2) و میزان اعتماد(0/075=R2) به بسته های فرهنگی و خبری رسانه های بیگانه، تاثیر معکوسی بر میزان همگرایی اقوام می گذارند.

- از عوامل شناسایی شده دیگر که بصورت معنی دار بر تقویت همگرایی اقوام تاثیر می گذارند: به ترتیب، متغیرهای تاثیر دخالت نخبگان سیاسی(0/125=R2)، سرمایه فرهنگی(0/111=R2)، تحصیلات(0/094=R2)، ملی گرایی(ایرانی بودن) (0/087=R2)، دین گرایی(0/10=R2)، تصور مردم از فضای سیاسی-اداری(0/08=R2) وسابقه ازدواج برون گروهی در نزدیکان(0/071=R2) بیشترین تا کمترین تاثیر را بر همگرایی اقوام در اسان آذربایجان غربی دارند.

- همچنین تاثیر عوامل زمینه ای مانند جنسیت و نوع شغل سرپرست خانوار و همچنین متغیر های اساسی احساس محرومیت نسبی و گرایش به جهان وطنی بر تقویت همگرایی اقوام این استان از نظر آماری تایید نشد.

واژگان کلیدی:

همگرایی اقوام، امنیت پایدار، قوم آذری و قوم کرد، ابعاد امنیت پایدار

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم تیر 1390 توسط امید بهرامیان

دوست دارم اول یک شناخت کلی در مورد رشته پژوهش علوم اجتماعی (پژوهشگری) داشته باشیم با این نیت چند خطی درمورد مقطع کارشناسی ارشد و ماهیت این رشته تقریر خواهیم کرد:

دوستان عزیز مقطع کارشناسی فرصت خوبیست برای یافتن و پی گیری علایق علمی و استعدادهای ذاتی فرد، و با پیروی از این قاعده که پی گیری علایق و آرزوها  یعنی آغاز وادی موفقیت؛ به این نتیجه خواهیم رسید که دستیابی به مقاطع بالاتر در گرو خودشناسی ویا شناخت استعدادها و علایق درونی خویش است . لب لباب اینکه اگر به مباحث علوم اجتماعی علاقه کافی ندارید و به دلایل دیگری غیر از آن چیز که قبلاً ذکر شد این رشته را انتخاب کرده اید بدانید که راهتان به ترکستان است چراکه موتور محرکه ادامه تحصیل در سطح کارشناسی ارشد و یا دکترا  انگیزه وافر وعلاقه ذاتیست.

رشته پژوهش علوم اجتماعی ازجمله رشته هایست که در پارادایم نوین علمی یعنی پارادایم نگرش سیستمی می گنجد، به عبارت دیگر این شاخه ماهیتی بین رشته ای دارد چراکه پیوندیست میان تحلیل های آماری و تئوری های انتزاعی.

لازم به ذکر است که در سطح دکترا رشته ای به نام پژوهش علوم اجتماعی یا جیزی شبیه این عنوان  وجود خارجی ندارد.

مباحث مورد آزمون برای ورود به این رشته در مقطع ارشد شامل مسائل زیر میشود:1- زبان عمومی (10 سوال معنی 5 سوال گرامر) و زبان تخصصی 2- نظریات جامعه شناسی 3- آمار و ریاضی(معمولاً 85% آمار و 15% ریاضی) 4- روش تحقیق که ضرایب آنها به ترتیب 2،2،2و4 می باشد؛ پش روش تحقیق از اهمیت مضاعفی برخوردار است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام خرداد 1390 توسط امید بهرامیان
یکی از روش های کیفی در پژوهش های علوم انسانی روش نسبتاً گمنام گروه کانونی یا گروه های مرکز focus group است در این نوشته سعی شده است بصورت مقدماتی به تشریح کلی این روش پرداخت شود و برای درک بهتر و کاربردی تر آن در ضمن تشریح روش گروه کانونی، به ارایه یک کار پژوهشی مرتبط با این روش و نقد اثباتی آن پرداخته شده است. برای دریافت فایل مربوط به آن لطفاً اینجا را کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام خرداد 1390 توسط امید بهرامیان
برای دریافت فایل حاوی گزارش پژوهش بررسی توصیفی تحقیقات انجام شده در حوزه خانواده طی بیست سال گذشته(1370-1390) لطفاْ اینجا را کلیک کنید
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام خرداد 1390 توسط امید بهرامیان
دوباره اخر اردیبهشت شدو استرس و شادیو گریه دیدن نتایج

امروز خیلی خوشحالم چون خوش خبر بودم خوش خبر برای دوستام برای رفقای دیروز و امروزم برای هم اتاقیام دوستای دانشگام امروز من خیلی خبرا داشتم صمیمی ترین دوستم روانشاسی بالینی قبول شد با رتبه۱۰۰ .دوست چهار ساله دانشگام  رتبه ۱۹ رشته خودمون پژوهشگری شد. هم کلاسی کارشناسیم و هم شهریم هم رتبه ۴۵ رشته خودمون شد.جالبه هم رتبه ۱۹هه و هم ۴۵ه الان سرخدمت سربازین. یکی از دوستام ۱۲ برنامه ریزی شهری شدو هم اتاقی چهارسالمم ۹۷ برنامه ریزی شهری شد همه این خبرای خوبو من به دوستام دادم

 امیدوارم همه دوستام درهمه آزمون های زندگیشون قبول بشن

 


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 توسط امید بهرامیان

آفتاب: یک دختر ۱۸ ساله پاکستانی به‌دستور دادگاه قبیله‌ای در شهر مروالا در پاکستان مورد تجاوز گروهی قرار گرفت. این جرم در حالی اتفاق می‌افتاد که حدود یک هزار نفر از مردم شهر و در مقدمه آنان پدر آن دختر نظاره‌گر آن بودند.

به گزارش فردا، این دختر ۱۸ ساله در پاکستان به‌دستور یک دادگاه قبیله‌ای وابسته به قبیله "ماسوتی" در ملأعام مورد تجاوز گروهی قرار گرفت.

طبق این گزارش برادر این دختر، نوجوانی ۱۱ ساله و از قبیله گوجار با دختری از قبله ماسوتی که از لحاظ اجتماعی بالاتر ازقبیله او بود رابطه برقرار کرده و مردم شهر آنان را در حال قدم زدن در شهر مشاهده کرده بودند.

دادگاه قبیله‌ای وابسته به قبیله ماسوتی برای انتقام از این کار نوجوان طبق قواعد عرفی حاکم در پاکستان دستور داد که باید خواهر آن پسر ۱۱ ساله در میان عموم مردم شهر و حضور پدر آن دختر مورد تجاوز گروهی مردان قبیله قرار گیرد تا به این طریق اعتبار و شرف خود را در جامعه برگردانند.

در این تجاوز ۴ مرد به انتخاب دادگاه شرکت کرده بودند و در حالی که دختر و پدر با گریه از آنان درخواست بخشش می‌کردند با حضور بیش از یک هزار نفر از مردم شهر و جلوی دیدگان پدر به دختر ۱۸ ساله تجاوز شد.

گفتنی است که این شیوه طبق عرف برخی قبایل پاکستان، حق عرفی و قانونی افراد برای ستاندن شرف و حیثیت خود در جامعه است.
 
طبق گزارش سازمان حقوق بشر سالیانه ده‌ها جرم اینچنینی در جامعه پاکستان اعمال می‌شود که دولت و نیروهای امنیتی با وجود اطلاع قبلی در صدد منع اعمال آنها نیستند.

منبع:http://www.aftabnews.ir/

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 توسط امید بهرامیان
برای دریافت فایل حاوی پاورپوینت مربوط به تشریح و توضیح ماهیت و نحوه اجرای روش گروه کانونی لطفااینجا را کلیک کنید
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 توسط امید بهرامیان

میگن آب اگه یه جا راکد بمونه می گنده  اینو در مورد آب می گن که جز پاکی و کمال هیچی توش نیست پس درمورد آدم که پراز کثافات و چیز های بده چی باید بگن.  اگه آب بمونه می گنده آگه آدم  تغییر نکنه چی می شه اصلاًنمیشه تصورش کرد. چند روز پیش بایکی از دوستام که فیزیک نظری می خونه داشتیم گپ می زدیم یهو تو حرفاش به یه نظریه قشنگ فیزیک اشاره کرد حتماً تا حالا بهمون گفتن سعی کن خارج از چارچوب فکر کنی  ولی هیچ وقت نگفتن بعدش چیکار کنی این نظریه فیزیک میگه اگه می خواهید تغییر ایجاد کنید آگر می خواهید چیز بدیعی بسازید یا کشف کنید کافیه انرژی رو از چارچوب کنونیش خارج کنید. تا اینجاشو همه شنیدیم اما این نظریه میگه اگه انرژی بیرون از چارچوب بره رو به بینهایت می کنه و آخرش به صفر می رسه پس باید این انرژی آزاد شده تو یه چارچوب جدید جمع بشه تا ازبین نره. این تئوری حداقل برای من یکی کارکرد داره من همیشه خواستم خارج از چارچوب زد و بندهای اجتماعیم زندگی کنم چون می دونم که این زد و بندهارو خودمون ساختیم و میدونم  ساخته های دست انسان همیشه باید دراختیار انسان بمونه نه اینکه آدمی مقهور قدرت کاذب وبی اراده ساخته هاش باشه؛ پس چارچوب همیشه مبدا مهاجرتهایم بوده، ولی قبلاً گفتیم انرژی بدون چارچوب یعنی نابودی ایا من میتونم نابود نشم آیا می تونم بدون اینکه راکد بمونم زندگی کنم؟

چیزی که مشخصه اینه که من می خوام در رکاب امر و نهی ارباب کاذب و منطقاً مرده ام نباشم. گفتم مرده، منظورم اینه که ساختارها و زد وبندهای اجتماع، ماهیت تاریخی دارند و مربوط به ضوابط و شرایط امروزی نیستند. پس چیزی که از این قضایا منتج میشه اینه که ما موجودات اجتماعی که ادعامون میشه آزادیم و مختاریم و می اندیشیم با پذیرش ساختارها و هنجارها و ... فقط اوامر و دستورات یک ارباب مرده( مربوط به تاریخ و یا زمان ماضی) را اجرا کرده ایم اگه اینطور باشه پس ویژگی هایی که الان برای نشان دادن ماهیت انسانی گفته شد فقط یه سری مفاهیم واهیه که وجود خارجی ندارن.     

بهرحال من می خوام زندگی کنم و سرباز کسی ویا چیزی نباشم که خودم در زمان گذشته ساختمش یا اصطلاحاً آزاد باشم تنها راه باقیمانده، ساختن چارچوبهای تازست که خودم رو توش بگنجونم آره چارچوب تازه که مطابق نیازها و خواسته های درونی امروزیم باشه ......

.این قصه سر دراز دارد

 


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم بهمن 1389 توسط امید بهرامیان

نمی دانم

نمی دانم

شاد باشم یا غمناک

این روزها در بزنگاه کورس های دانشگاهی خبری به من داده شد خبر از زنده شدن یک کار پژوهشی سانتیمترها خاک خورده، از طرفی خوشحالم از اینکه تلاش چند ماه ام بعد از یک سال به ثمر نشست .قضیه این بود که چند نفر از یک هیئت پژوهشی به اصطلاح کاردان یک طرح تحقیقی از من خواستن؛ با اکراه من و خواهش آنها بالاخره تصمیم به شروع کار قوت گرفت و طرح را به اعتبار اعتماد حرفه ای تحویل دادیم، اما چه بسا قول یک ماهه به یک ساله رنگ باخت و تازه امروز دودی از آن آتش گرم اولیه بلند شد . از این جهت خرسندم که ثمره کاری که ناامیدانه فراموشش کرده بودم با هزار آفت و کرم، به بار نشست اما از طرف دیگر فغان و دردم دوباره سربلند کرد چرا باید تحقیقات پژوهشی با این سبک و با این روشها و زدو بندها مورد توجه قرار گیرد؟ چرا باید جنبه های مالی و منفعتی(متصدیان امور و هیئت ژوری) بر جنبه های علمی و کاکردی و کاربردی پژوهش ها بچربد؟ چرا باید پژوهشگری در رده های آخر شغل های درآمدزا باشد ؟ چرا باید طرح های تحقیقی را با خواهش و تمنا و با قسمت کردن منافع ریالی اش با صاحب منسبان و داوران تصویب کرد ؟چرا باید دیده ها را برای دورزدن تراز علمی طرح ها بست تا شاید، آنکه ارتباطات اجتماعی اش یا به تعبیری سرمایه اجتماعی_سیاسی اش بیشتر است طرحش قبولتر بله قبولتر شود ؟چرا ؟چرا؟ و هزاران چرای دیگر

رفتن کجایی که .............. 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 توسط امید بهرامیان
در سایه انقلاب اطلاعاتی و گسترش تکنولوژی ارتباطی و انتقال اطلاعات همه چی امکان دارد حتی کتاب خواندن بدون کتاب و با چشمان بسته

 برای دریافت فایل کتاب های صوتی به این آدرس مراجعه کنید

سایت انتشار کتاب های صوتی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 توسط امید بهرامیان
  موضوع اصلی تحقیق علوم اجتماعی در مراکش چیست؟ در مراکش فعالیت های علمی زیادی انجام می شود و عوامل موثر بر انتخاب موضوعات تحقیق بحث های علمی نیز می شود. ما نتایج علمی را بعنوان بخشی از بحث هایی که مطالعه جامعی را علوم اجتماعی و انسانی دربر می گیرد را در الجزایر ، مراکش و تونس ارایه می کنیم.

این مقاله نتایج مهم مطالعه جامع نشر شده درباره انسان و علوم اجتماعی در الجزایر، تونس و مراکش را ارایه می دهد.

تحقیقی براساس مقولات چند رشته ای کتابخانه ای:

این تحقیق براساس تحلیل گسترده مقولات کتابخانه ای است.  کدگزاری و نمونه انتخاب شده و تلاش بی مورد درزیل می آید. تحقیق ما دربرگیرنده داده های تقریباً 100000 انتشارات دانشگاهی درطی 25 سال(1980-2005) است.

 برخلاف اینگونه مطالعات، بجای اینکه داده های رسمی بین المللی مانند  ibssو ssciرا انتخاب کنیم به بررسی مقولات کتابخانه ای گسترده پرداخته ایم. این انتخاب ما بخواطر مجوعه ای از ملاحضات تاحدی فنی، همچنین ماهیت فعالیت در علوم اجتماعی  بود. برخلاف علوم دقیقه وطبیعی گرایش  ما در علوم اجتماعی مبنی بر انتشار کتاب های بیشتر بجای مقالات ژورنالی بود. در مغرب تعداد زیادی نشریات دانشگاهی که حتی در نظام مرجع ملی یا بین المللی ثبت نشده اند را پیدا کردیم. علاوه براین مقاله هایی که در کتب مرجع  داده های گسترده ای ارایه می شوند جهت گیری قوی نسبت به زبان های غیر انگلیسی خصوصاً عربی، که در این مورد 3/2 فراورده ها را بازنمایی می کنیم، دارند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم دی 1389 توسط امید بهرامیان

 جنبش دوگانه کنونی جامعه علمی بیشتر بین المللی شده درحالی که ادعاهای محلی جایگاه پیدا کرده اند، به آن اندازه که ممکن است متناقض ظاهر شوند نیست؛ بلکه برعکس بنظر می رسد که این توسعه اخیر ریشه در تاریخ علوم اجماعی و در واقعیت های گستره جهانیش و در اشکال ساخت بین المللی اش دارد. کشمکش بین جامعه شناسی محلی و جهانی می تواند بعنوان نتایج مستقیم رشد روابط بین المللی درنظر گرفته شود.

هیچ شکی نیست که هدف محققان در روابط بین المللی شامل وابستگی جهانی دانشمندان اجتماعی در دهه های اخیر بطور قابل ملاحضه ای افزایش یافته است. این روابط همراه با علوم اجتماعی علاقمند به جهانی شدن منجر به بحث های جاری در سطح بین المللی علوم اجتماعی شده است. دیدگاه های خوشبینانه  به فرض مثال در انجمن جامعه شناسی بین المللی، بویژه در کنگره های اخیر جهانی، قویاً بین المللی شدن شاخه هایش را مورد بحث قرار داده اند. بنابراین این توسعه ها منجر به بحث و جدل های وقیعانه و مقاومت ایده یک جامعه شناسی واقعاً جهانی و متحد می شود. بحث و جدل هایی برخلاف رویکرد گرایش جهانی شده، به نوبه خود ترس بخش بخش شدن این شاخه به محلی شدن، ملی شدن، یا منطقه ای شدن جامعه شناسی را برمی انگیزاند.

این موضوع اشاره می کند که ارتباط بین ایده پذیرفته شده و مشترک این گرایش (درمورد جامعه شناسی) و فهم محلی شان بطور فزاینده ای جای بحث دارد. بحث من این است که این متناقض نیست که جامعه شناسی محلی که اغلب از جهان جنوبی پدیدار می شود دقیقاً زمان جهانی شدن رو به افزایش را نمایان می کند. لازم است که ما زمینه ها و نظرات مختلف را درنظر بگیریم بمنظور اینکه بفهمیم چالش های ویژه ای که نسبت به تسلط آتلانتیک شمالی وجود دارد به هیچ وجه شگفت آور نیستند. تا اینکه با پایداری، یک سنت علمی مستقل ناشی از زمینه اصلی توسعه پیدا کند.

گرچه تفکر اجتماعی در همه جوامعه و در همه زمان ها وجود دارد؛ علوم اجتماعی به عنوان یک شاخه آکادمیک تخصصی شده، دارای خواستگاه اروپایی است. در اکثر موارد این شرابط به وسیله استعمار و امپریالیسم به قاره های دیگر اشاعه یافته است. این انتقال دانش و اعمال متفکرانه نهادی شده منجر به: مسایل آموزشی درحال رشد، وابستگی روشنفکری، تقسیم نابرابر بین المللی کار و در حاشیه قرار گرفتن تجربه های اجتماعی بین المللی و و تولید علمی- اجتماعی جهان جنوبی شده است. هدف اصلی چالش های جامعه شناسی جهانی شده، تسلط آتلانتیک شمالی است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم دی 1389 توسط امید بهرامیان

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی.این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند.این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی. 

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو .این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی برای جوکهای خنده دار تعریف کردن برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز.برای خاطره های دم دستی. اولش هم حس خوبی به تو می دهند. این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ. می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحال ترین آدم روی زمینی.فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجام رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای . 

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.باید نرم دم بکشد.باید انتظارش را بکشی.باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی.آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.

خوب نگاهش کنی.

عطر ملایمش را احساس کنی

و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی .... 

 

منبع: مشتی از خاک مجاز

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم دی 1389 توسط امید بهرامیان

در این نوشته سعی کرده ایم که به بیان اجمالیسه نظریه اقتصادی - اجتماعی مارکس ازجمله اقتصاد مارکس ، نظریات بیگانگی و جامعه شناسی معرفت بپردازیم و بعد از تشریح هریک از این نظریه ها به بازکاوی آنها دررابطه با مفهوم قدرت خواهیم پرداخت لازم به ذکر است که اشاره شود تشریح نظریات از منظر نگارنده بوده و نگارنده با تفسیر خود به بررسی رابطه نظریات مارکس با مفهوم قدرت پرداخته است.

اقتصاد مارکس:

اقتصاد مارکس و اقتصاد مارکسیستی بسیار گسترده است اما آنچه که برای ما اهمیت دارد بررسی جامعه شناختی نظریات اقتصادیی است که مارکس مطرح کرده است. لذا با توجه به محدودیت موضوعی تنها اشاره مختصری به این نظریات خواهیم داشت زیرا در اکثر نظریات بحث شده در این کار به نظریات اقتصادی نیز بصورت آشکار یا پنهان اشاره می شود.

اقتصاددانان کلاسیک واقعیات اقتصادی را همانطور که مشاهده می کردند، تعریف و تجزیه و تحلیل می کردند و اصولاً اعتقادی به واقعیت های نهانی و زوایای پنهان اقتصاد نداشتند و پنداره اصلی آنها همان نظم طبیعی بود؛ بعنوان مثال دست نامرئی اسمیت در تنظیم بازار. این درحالی بود که اقتصاد برای مارکس به خودی خود موضوع جالبی برای مطالعه نبود بلکه او هدف از مطالعه واقعیت های اقتصادی را شکافتن واقعیت های ظاهری و یافتن ساخت اجتماعی و یا به تعبیر خود مارکس: مطالعه محتوای واقعی روابط اقتصادی بود. لذا باید با رویکردی جامعه شناختی به نظریات اقتصادی مارکس پرداخت.

به پیروی از همین رویکرد به بررسی معروف ترین عبارت مارکس می پردازیم که می گوید: زیربنا اساساً اقتصاد است؛ منظور مارکس از اقتصاد درواقع همان روابط تولیدی و نیروهای تولیدی و نحوه تعامل این دو مفهوم با هم است. مارکس روابط تولیدی را بصورت دقیق تعریف نکرده است ولی اساساً منظورش همان روابط مالکیت است و نیروهای تولیدی همان ظرفیت جامعه برای تولید کردن است. ضرفیتی که تابع ابزارهای فنی (تکنولوژیکی)، شناسایی علمی و سازمان کار مشترک است. درواقع این دو مفهوم  همان ساخت اجتماعی در نظام اجتماعی را شکل می دهد.

مارکس برای بررسی ساخت اجتماعی مفاهیمی ازقبیل: ارزش کار، ارزش اضافی، ارزش مصرف و ارزش مبادله(نیروی کار) و بهره کشی یا استثمار را بکار برده است که شرح هریک از آنها از حوصله موضوع خارج است و ما را از نیت اصلی مطرح کردن این نظریات دور می کند؛ اما آنچه که مهم است، هدف نهای از مطرح کردن چنین مفاهیمی همان شکافتن واقعیات ظاهری اقتصاد و تحلیل محتوای واقعی آن است.

قدرت درنظریات اقتصادی مارکس:

اساسی ترین جولانگاه قدرت در مباحثات اقتصادی مارکس درواقع همان روابط تولید است؛ به عبارت دیگر روابط مالکیت، چگونگی توزیع قدرت را در جریان تولید نشان می دهد طوری که کارگر برای ادامه بقا توانایی(قدرت) خود را بعنوان نیروی کار درعوض دستمزدی می فروشد. در این جریان کنترل قدرت از کارگر به مالک منتقل می شود . همچنین مکانیزم های ایجاد قدرت مالکان نیز همان ارزش اضافی است که از تفاوت بین ارزش مصرف و ارزش مبادله نیروی کار بوجود می آید. پس سرچشمه همه قدرت نظام سرمایه داری همان کارگر و نیروی کار اوست.

مفهوم بهره کشی نیز به تعبیری، همان تسخیر قدرت کارگر است که درچارچوب ساخت اجتماعی اتفاق می افتد البته باید اشاره کنیم که تاثیر اقتصاد را می توان در تمام نظریات اجتماعی مارکس جستجو کرد بنابراین بیشتر از این درمورد اقتصاد مارکس اطاله کلام نخواهیم داشت.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم دی 1389 توسط امید بهرامیان


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم آذر 1389 توسط امید بهرامیان
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مشتی از خاک مجاز
قالب وبلاگ